هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
244
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
نمىدانستيد دانست ، و جز آن فتح نزديكى نيز قرار داد . ) ( 1 ) اسلام خالد بن وليد ، عمرو بن عاص و عثمان بن طلحه پيامبر ( ص ) در ماه ذيحجه از سفر عمرة القضاء - آنگونه كه سيرهنويسان از آن نام مىبرند - به مدينه بازگشت . سال هشتم هجرى آغاز گشت . پيامبر چند ماه اقامت نمود كه بنا به روايت ابن كثير در بدايه و نهايه ، در طى آن عمرو بن عاص ، خالد بن وليد و عثمان بن طلحه مسلمان شدند . اين چند تن از مخالفان اسلام و در تمام مراحل گذشتهء آن از سرسختترين دشمنان آن بودند . ما در فصلهاى پيشين به برخى از تلاشهاى خصمانهء ايشان اشاره كرديم . ( 2 ) برخى از كتابهاى سيره دربارهء اسلام خالد بن وليد چنين آوردهاند كه وى گفت : چون خداوند براى من خير خواست ، گرايش به اسلام را در دلم افكند و آگاهى و هدايت به سراغم آمد . با خود گفتم من در تمام مواضع بعنوان دشمن محمد حضور يافته و از هيچيك بازنگشتم مگر آنكه باطل بودن راه خود و پيروزى نزديك محمد را در درون وجودم احساس مىكردم . چون پيامبر براى انجام عمره به مكه آمد من از آنجا دور شدم و ورود او را نديدم . برادر من وليد بن وليد كه از مسلمانان و همراه پيامبر بود در پى من برآمد ولى مرا در مكه نيافت . از اينرو نامهاى به من نگاشت كه در آن آمده بود : ( 3 ) « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * . اما بعد ، من چيزى شگفتانگيزتر از دورى تو از اسلام نديدهام ، با توجه به عقلى چون عقل تو و اينكه حقانيت دينى مانند اسلام بر كسى پوشيده نمىماند . پيامبر ( ص ) از من دربارهء تو پرسش كرد ، گفتم خداوند او را به نزدت خواهد آورد . پس مواضع شايستهاى را كه از دست دادهاى جبران كن . » چون نامهء برادرم به من رسيد گرايش مرا به اسلام افزون ساخت . در خواب ديدم كه گويا در سرزمين تنگ و خشكى هستم و از آن به سرزمين سرسبز فراخى رفتم . هنگامى كه تصميم گرفتم به